چگونه مرد میتواند مهریه ندهد
چگونه مرد می تواند مهریه ندهد؟ (بررسی جامع راه های قانونی کاهش، مدیریت و عدم پرداخت مهریه)
مهریه یک حق قانونی و شرعی است که به محض وقوع عقد به زن تعلق می گیرد و مرد موظف به پرداخت آن است. با این حال، در موارد خاص و محدودی که قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران تصریح کرده است، مرد می تواند از پرداخت تمام یا بخشی از مهریه معاف شود. این موارد شامل بطلان عقد نکاح، فسخ نکاح قبل از نزدیکی به دلیل عیوب خاص، فوت یکی از زوجین پیش از نزدیکی و تعیین مهریه، یا بخشش مهریه توسط خود زن می شود. در عموم موارد، چالش اصلی نه در عدم پرداخت مهریه، بلکه در مدیریت و تقسیط آن بر اساس توان مالی مرد است. این مقاله با هدف روشن ساختن تمامی ابهامات، راهکارهای حقوقی موجود برای کاهش یا مدیریت بار مالی مهریه و نیز موارد نادری که به عدم تعلق کامل مهریه منجر می شوند را به تفصیل مورد بررسی قرار می دهد. علاوه بر این، تلاش می شود تا باورهای غلط رایج در این زمینه تصحیح شده و هشدار های لازم در خصوص تبعات روش های غیرقانونی ارائه گردد.
شرایط قانونی عدم تعلق کامل مهریه به زن (موارد سلب مهریه)
در نظام حقوقی ایران، مهریه به عنوان یک حق مالی مستقل برای زن شناخته می شود و اصولاً مرد مکلف به تأدیه آن است. با این حال، قانونگذار در شرایط معینی، امکان عدم تعلق کامل مهریه یا پرداخت نصف آن را پیش بینی کرده است. درک این موارد، برای هر دو طرف رابطه زناشویی، ضروری است.
۱. بطلان عقد نکاح و تاثیر آن بر مهریه
یکی از بارزترین مواردی که منجر به عدم تعلق مهریه می شود، بطلان عقد نکاح است. عقد نکاح در صورتی باطل است که شرایط اساسی صحت آن، نظیر قصد و رضای طرفین، اهلیت، معین بودن موضوع و عدم وجود موانع قانونی، رعایت نشده باشد.
مواردی مانند ازدواج با محارم نسبی یا سببی، ازدواج با زنی که در عده طلاق رجعی مرد دیگری است، یا ازدواج با زنی که دارای همسر دائم است، از مصادیق بطلان عقد نکاح محسوب می شوند. در چنین حالتی، اگر بین زوجین نزدیکی (رابطه زناشویی) صورت نگرفته باشد، زن هیچ گونه مهریه ای مستحق نیست. این حکم به صراحت در ماده ۱۰۹۸ قانون مدنی ذکر شده است که بیان می دارد: در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی واقع نشده باشد، زن حق مهر ندارد و اگر در صورت جهل به بطلان، نزدیکی واقع شده باشد، زن مستحق مهرالمثل خواهد بود.
این ماده تأکید می کند که حتی در صورت عدم اطلاع طرفین از بطلان عقد، اگر نزدیکی صورت پذیرد، زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و نه مهرالمسمی (مهریه تعیین شده). بنابراین، شرط اساسی برای عدم تعلق کامل مهریه در این حالت، عدم وقوع نزدیکی است.
۲. فوت یکی از زوجین قبل از نزدیکی و تعیین مهریه
در عقد دائم، اگر مهریه به صورت صریح در زمان عقد تعیین نشده باشد و یکی از زوجین قبل از وقوع نزدیکی فوت کند، زن مستحق دریافت مهریه نخواهد بود. این وضعیت در ماده ۱۰۸۸ قانون مدنی مورد اشاره قرار گرفته است. منطق این حکم بر این مبناست که چون مهریه ای تعیین نشده و عمل نزدیکی نیز صورت نگرفته است که موجب تعیین مهرالمثل شود، دینی بر عهده مرد یا ورثه او برای پرداخت مهریه ایجاد نمی شود.
باید توجه داشت که این مورد با حالتی که مهریه تعیین شده است، تفاوت دارد. اگر مهریه تعیین شده باشد و قبل از نزدیکی یکی از زوجین فوت کند، زن مستحق دریافت نصف مهریه خواهد بود. این تمایز نشان دهنده اهمیت تعیین تکلیف مهریه در زمان عقد و تأثیر وقوع نزدیکی در ایجاد حق مهریه است.
۳. فسخ نکاح پیش از نزدیکی
فسخ نکاح به معنای برهم خوردن عقد ازدواج به دلیل وجود عیب یا تخلف از شرط در یکی از طرفین است، بدون نیاز به طلاق و تشریفات آن. قانون مدنی، برخی عیوب خاص در زن یا مرد را موجب حق فسخ نکاح برای طرف مقابل می داند. در صورتی که مرد به دلیل وجود یکی از عیوب قانونی در زن، اقدام به فسخ نکاح نماید و این فسخ قبل از وقوع نزدیکی انجام شود، مهریه ای به زن تعلق نمی گیرد.
عیوب مختص زن که حق فسخ را برای مرد ایجاد می کنند، شامل: قرن (استخوان در فرج)، جذام، برص، افضاء (یکی شدن مجرای ادرار و حیض) و زمین گیری هستند که در ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی به آن ها اشاره شده است. اگر مرد به دلیل وجود هر یک از این عیوب، قبل از نزدیکی، عقد را فسخ کند، زن حقی بر مهریه نخواهد داشت. همچنین، ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی تصریح دارد: هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود، زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است. عنن، ناتوانی جنسی مرد است که در صورت فسخ نکاح به این دلیل، زن مستحق نصف مهریه خواهد بود. این استثنا نشان می دهد که حتی در صورت فسخ، برخی شرایط خاص می توانند منجر به تعلق بخشی از مهریه شوند.
۴. بخشیدن مهریه توسط زن (ابراء ذمه یا بذل)
یکی از راه هایی که مرد می تواند از پرداخت مهریه معاف شود، بخشیدن مهریه توسط خود زن است. این بخشش می تواند به دو صورت کلی «ابراء ذمه» یا «بذل» اتفاق بیفتد که هر کدام ویژگی های خاص خود را دارند.
ابراء ذمه مهریه: به معنای اسقاط حق زن از مهریه است؛ یعنی زن به طور کامل و با اراده آزاد و بدون هیچ قید و شرطی، از حق دریافت مهریه خود صرف نظر می کند و ذمه مرد را از پرداخت آن مبری می سازد. برای صحت ابراء، زن باید دارای اهلیت قانونی (بالغ، عاقل و رشید) باشد و بخشش نیز بدون اکراه و اجبار صورت پذیرد. پس از ابراء صحیح مهریه، مرد دیگر هیچ مسئولیتی در قبال پرداخت آن نخواهد داشت و زن نیز نمی تواند مجدداً آن را مطالبه کند.
بذل مهریه: بذل مهریه معمولاً در چارچوب طلاق خلع و مبارات رخ می دهد. در این نوع طلاق ها، زن که از ادامه زندگی با مرد کراهت دارد، برای متقاعد کردن مرد به طلاق، تمام یا بخشی از مهریه خود را به او می بخشد (بذل می کند). تفاوت مهم بذل با ابراء این است که در طلاق خلع و مبارات، زن حق رجوع به مابذل (آنچه بخشیده است) را در ایام عده دارد، مگر اینکه در ضمن عقد طلاق، حق رجوع از بذل از او سلب و ساقط شده باشد. این نکته برای مردانی که قصد طلاق خلع دارند، بسیار حائز اهمیت است و باید حتماً در متن توافقنامه طلاق قید شود که زن حق رجوع به مابذل را از خود ساقط کرده است.
اثبات بخشش مهریه در دادگاه از اهمیت بالایی برخوردار است. بهترین روش، تنظیم یک سند رسمی در دفاتر اسناد رسمی است. در صورت عدم وجود سند رسمی، اقرار زن در دادگاه یا ارائه دست نوشته ای که با امضا و اثر انگشت زن تأیید شده و دارای شهود باشد، می تواند به عنوان دلیل مورد پذیرش قرار گیرد.
۵. عدم تعیین مهریه در عقد دائم قبل از نزدیکی و طلاق
در عقد دائم، این امکان وجود دارد که طرفین در زمان انعقاد عقد، مهریه ای برای زن تعیین نکنند. در این صورت، اگر پیش از وقوع هرگونه نزدیکی بین زن و مرد، طلاق صورت گیرد، زن مستحق هیچ مهریه ای نخواهد بود. این وضعیت با مفهوم «مهرالمتعه» مرتبط است. مهرالمتعه مبلغی است که در صورت عدم تعیین مهریه در عقد دائم و وقوع طلاق قبل از نزدیکی، مرد باید به زن بپردازد. تعیین میزان مهرالمتعه بر عهده دادگاه است و بر اساس وضعیت مالی و شأن مرد تعیین می شود.
اهمیت این بخش در تمایز آن با مهرالمثل است. مهرالمثل زمانی تعلق می گیرد که مهریه ای تعیین نشده باشد اما نزدیکی صورت گرفته باشد. اما در مورد عدم تعیین مهریه و طلاق پیش از نزدیکی، نه مهرالمسمی (که اصلاً تعیین نشده) و نه مهرالمثل (که نزدیکی صورت نگرفته) و نه حتی مهرالمتعه (در صورت عدم تعیین صریح مبلغ) به زن تعلق نمی گیرد. البته این موضوع در شرایط بسیار خاص اتفاق می افتد و نیازمند بررسی دقیق پرونده توسط وکیل متخصص است.
۶. عدم تمکین زن (ناشزه بودن) و مهریه
یکی از باورهای غلط و رایج در جامعه، این است که عدم تمکین زن یا ناشزه بودن او، باعث ساقط شدن حق مهریه می شود. اما باید به صراحت و قاطعیت اعلام کرد که عدم تمکین زن، به هیچ عنوان مهریه را ساقط نمی کند.
عدم تمکین به این معناست که زن بدون دلیل موجه از انجام وظایف زناشویی خود (اعم از تمکین عام و خاص) خودداری کند. مهمترین اثر حقوقی عدم تمکین، قطع شدن حق نفقه زن است. به عبارت دیگر، مرد در قبال زن ناشزه، تکلیفی برای پرداخت نفقه ندارد، اما حق مهریه زن کاملاً مستقل از تمکین یا عدم تمکین اوست و به محض وقوع عقد، زن مالک مهریه خود می شود و این مالکیت با ناشزه شدن از بین نمی رود. حتی اگر زن سال ها ناشزه باشد و نفقه به او تعلق نگیرد، همچنان می تواند مهریه خود را مطالبه کند و مرد مکلف به پرداخت آن است. تنها در صورتی که عدم تمکین به حدی باشد که منجر به طلاق خلع گردد و زن برای رهایی از این وضعیت مهریه خود را ببخشد، آنگاه مرد از پرداخت معاف می شود که این هم از باب بخشش مهریه است نه ساقط شدن آن به دلیل ناشزه بودن.
باور غلط رایج در جامعه مبنی بر اینکه عدم تمکین زن (ناشزه بودن) باعث از بین رفتن حق مهریه می شود، کاملاً نادرست است. مهریه، حقی مستقل از تمکین است و عدم تمکین فقط حق نفقه را قطع می کند، نه مهریه را.
راه های قانونی مدیریت و کاهش بار پرداخت مهریه
در بسیاری از موارد، مردان به دنبال راهی برای عدم پرداخت مهریه نیستند، بلکه به دلیل عدم توانایی مالی برای پرداخت یکجای آن، به دنبال مدیریت و کاهش بار پرداخت مهریه از طریق مجاری قانونی هستند. این روش ها، فرصتی عادلانه برای مردان فراهم می آورد تا بتوانند بدهی قانونی خود را در طول زمان و متناسب با وضعیت مالی شان ادا کنند.
۱. دادخواست اعسار از پرداخت مهریه
«اعسار» به معنای عدم توانایی مالی فرد برای پرداخت بدهی های خود به صورت یکجا است. مردی که مهریه بر عهده اوست و توانایی پرداخت یکجای آن را ندارد، می تواند دادخواست اعسار از پرداخت مهریه را به دادگاه تقدیم کند. هدف از طرح این دادخواست، اثبات ناتوانی مالی مرد برای پرداخت کامل مهریه به صورت نقدی و در یک مرحله است، نه فرار از پرداخت اصل مهریه.
برای طرح دادخواست اعسار، مرد باید لیست کامل اموال و دارایی های خود (منقول و غیرمنقول)، میزان درآمد، شغل، و هزینه های ضروری زندگی خود را به دادگاه ارائه دهد. همچنین، حضور شهود مطلع از وضعیت مالی مرد نیز برای اثبات اعسار ضروری است. دادگاه پس از بررسی مدارک و شنیدن اظهارات طرفین و شهود، در صورت احراز اعسار، حکم به تقسیط مهریه صادر می کند.
نتیجه اصلی قبول دادخواست اعسار، تقسیط مهریه است. با صدور حکم تقسیط، برای آن بخش از مهریه که به صورت اقساطی تعیین شده، حکم جلب صادر نخواهد شد و مرد از حبس بابت عدم پرداخت مهریه تا سقف ۱۱۰ سکه معاف می شود، مشروط بر اینکه اقساط را به موقع پرداخت کند.
۲. تقسیط مهریه
تقسیط مهریه، راهکار قانونی دیگری است که به مردان اجازه می دهد مهریه را به صورت تدریجی و بر اساس توان مالی خود پرداخت کنند. زمانی که دادخواست اعسار مرد پذیرفته می شود، دادگاه اقدام به تعیین نحوه تقسیط مهریه می کند.
چگونگی تعیین اقساط توسط قاضی، یک فرایند کاملاً قضایی است که در آن عوامل متعددی مورد بررسی قرار می گیرد. این عوامل شامل: میزان مهریه، وضعیت مالی فعلی مرد (درآمد، شغل، دارایی ها)، هزینه های ضروری زندگی مرد و افراد تحت تکفل او، وضعیت شغلی و مالی زن و همچنین دفاعیات و مستندات ارائه شده توسط هر دو طرف است. قاضی با در نظر گرفتن تمامی این جوانب، میزان پیش قسط و تعداد و مبلغ اقساط ماهانه یا دوره ای را تعیین می کند. لازم به ذکر است که امکان تقسیط پیش قسط نیز در موارد خاص و با تشخیص قاضی وجود دارد، به ویژه اگر مرد حتی توانایی پرداخت پیش قسط را به صورت یکجا نداشته باشد.
یکی از نکات مهم در مورد تقسیط مهریه، قابلیت تعدیل اقساط است. اگر وضعیت مالی مرد (یا حتی زن) پس از صدور حکم تقسیط تغییر کند، هر یک از طرفین می توانند با ارائه مدارک جدید، درخواست تعدیل اقساط را به دادگاه ارائه دهند. به عنوان مثال، اگر مرد شغل خود را از دست بدهد یا هزینه های درمانی سنگینی بر او تحمیل شود، می تواند درخواست کاهش اقساط را مطرح کند. متقابلاً، اگر وضعیت مالی مرد بهبود یابد (مثلاً ارثی به او برسد یا درآمدش افزایش یابد)، زن می تواند درخواست افزایش اقساط را به دادگاه ارائه دهد.
۳. مهریه عندالاستطاعه
مهریه عندالاستطاعه نوعی از مهریه است که پرداخت آن مشروط به اثبات توانایی مالی مرد می شود. این نوع مهریه، تفاوت بنیادینی با مهریه «عندالمطالبه» دارد.
در مهریه عندالمطالبه، زن هر زمان که بخواهد می تواند مهریه خود را مطالبه کند و مرد مکلف به پرداخت آن است، مگر اینکه اعسار او در دادگاه ثابت شود. در این نوع مهریه، بار اثبات عدم توانایی مالی بر عهده مرد است.
اما در مهریه عندالاستطاعه، شرایط مطالبه و پرداخت کاملاً متفاوت است. در این حالت، زن برای دریافت مهریه خود، باید در دادگاه ثابت کند که مرد تمکن مالی لازم برای پرداخت مهریه را دارد. به عبارت دیگر، بار اثبات تمکن مالی بر عهده زن است، نه مرد.
نکته بسیار مهم و کاربردی در مهریه عندالاستطاعه این است که برای این نوع مهریه، حکم جلب صادر نمی شود. این بدان معناست که مرد بابت عدم پرداخت مهریه عندالاستطاعه به زندان نخواهد رفت، مگر اینکه تمکن مالی او توسط زن اثبات شود و با این حال از پرداخت امتناع ورزد که در آن صورت نیز تنها از محل اموال توقیف شده او وصول می گردد و حبس منتفی است. این ویژگی، مهریه عندالاستطاعه را به گزینه ای نسبتاً امن تر برای مردان تبدیل می کند، هرچند که اصل دین مهریه همچنان پابرجاست.
۴. مستثنیات دین
مستثنیات دین به آن دسته از اموال و دارایی های مرد گفته می شود که حتی در صورت وجود حکم قطعی برای پرداخت مهریه، قابل توقیف و فروش برای تأدیه دین نیستند. هدف از این قانون، تضمین حداقل های معیشتی و حفظ کرامت انسانی مدیون است تا او پس از پرداخت بدهی هایش، کاملاً بی چیز نشود.
لیست کامل مستثنیات دین در ماده ۲۴ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی ذکر شده است. این موارد شامل:
- منزل مسکونی که عرفاً در شأن مدیون در حالت اعسار او باشد.
- اثاثیه مورد نیاز زندگی که برای رفع حوایج ضروری مدیون و افراد تحت تکفل وی لازم است.
- آذوقه موجود به قدر احتیاج یک ماهه مدیون و افراد تحت تکفل وی.
- وسایل و ابزار کار (کشاورزی، صنعتی، و…) که برای ادامه حیات شغلی و درآمدزایی مدیون ضروری است.
- تلفن مورد نیاز مدیون.
- مبلغی که در قانون برای پرداخت مهریه تا ۱۱۰ سکه طلا از آن معافیت زندان وجود دارد (در صورت اثبات اعسار).
- مبالغ لازم برای پرداخت دیون و الزامات قانونی.
- وسیله نقلیه در حد نیاز ضروری.
- کتب و ابزار علمی و تحقیقاتی برای اهل علم و تحقیق.
این اموال تحت هیچ شرایطی برای مهریه قابل توقیف نیستند و در مراحل اجرای حکم مهریه، دادگاه این موارد را از شمول توقیف مستثنی می کند.
۵. محدودیت ۱۱۰ سکه در حکم جلب
یکی از تغییرات مهم در قوانین مربوط به مهریه، محدودیت صدور حکم جلب برای مهریه تا سقف ۱۱۰ سکه بهار آزادی (یا معادل آن) است. این قانون در راستای حمایت از مردان و جلوگیری از حبس های طولانی مدت به دلیل عدم توانایی در پرداخت مهریه های سنگین وضع شده است.
بر اساس این قانون، مرد تنها در صورت عدم پرداخت مهریه تا سقف ۱۱۰ سکه و در صورتی که اعسار او در دادگاه ثابت نشود، مشمول حکم جلب و حبس خواهد شد. این حبس نیز تا زمانی ادامه می یابد که مرد بتواند اعسار خود را ثابت کرده و تقاضای تقسیط نماید یا اینکه مهریه را پرداخت کند.
اما برای مبالغ و سکه هایی که مازاد بر ۱۱۰ سکه است، دیگر حکم جلب صادر نمی شود. به عبارت دیگر، اگر مهریه زنی بیش از ۱۱۰ سکه باشد، مرد برای مازاد بر این تعداد، به هیچ عنوان به زندان نخواهد رفت و وصول آن صرفاً از طریق توقیف اموال وی (به جز مستثنیات دین) امکان پذیر است. این قانون تأکید می کند که حتی برای ۱۱۰ سکه نیز، اگر مرد بتواند اعسار خود را ثابت کند، از حبس معاف شده و مهریه به صورت تقسیطی پرداخت خواهد شد. این موضوع برای بسیاری از مردان که با مهریه های سنگین مواجه هستند، یک نقطه امیدبخش در مدیریت این دین محسوب می شود.
باورهای غلط حقوقی و تبعات روش های غیرقانونی فرار از مهریه
در مواجهه با پرونده های مهریه، متأسفانه برخی باورهای غلط در جامعه رواج یافته که نه تنها مبنای قانونی ندارند، بلکه می توانند منجر به تصمیم گیری های نادرست و تبعات حقوقی جبران ناپذیری برای مردان شوند. همچنین، تلاش برای فرار از پرداخت مهریه از طرق غیرقانونی، عواقب سنگینی را در پی خواهد داشت.
۱. آیا خیانت زن باعث عدم تعلق مهریه می شود؟ پاسخ قاطع: خیر
یکی از بزرگترین و رایج ترین باورهای غلط در مورد مهریه، این است که اگر زن مرتکب خیانت (اعم از روابط نامشروع یا حتی زنا) شود، حق مهریه او ساقط می گردد. پاسخ قاطع حقوقی به این پرسش خیر است.
در قانون مدنی ایران، مهریه یک حق مالی است که به محض وقوع عقد نکاح، زن مالک آن می شود و هیچ ارتباطی به مسائل اخلاقی یا رفتارهای خارج از چارچوب خانواده، از جمله خیانت، ندارد. خیانت زن ممکن است از جنبه کیفری قابل پیگیری باشد یا مبنایی برای درخواست طلاق از سوی مرد قرار گیرد، اما به هیچ عنوان موجب ساقط شدن یا کاهش مهریه نخواهد شد. حتی اگر خیانت زن در دادگاه اثبات شود و حکم کیفری نیز برای او صادر گردد، حق مهریه او همچنان پابرجا باقی می ماند و مرد مکلف به پرداخت آن است.
خیانت زن، حتی در صورت اثبات زنا، به هیچ وجه مهریه را ساقط نمی کند. مهریه حقی مستقل از روابط اخلاقی و رفتاری زن است و مرد مکلف به پرداخت آن خواهد بود.
۲. فرار از دین و انتقال صوری اموال: خطرات و مجازات ها
برخی مردان، با هدف فرار از پرداخت مهریه و جلوگیری از توقیف اموال خود، اقدام به انتقال صوری دارایی هایشان (مانند ملک، خودرو، یا وجوه نقد) به نام نزدیکان یا افراد دیگر می کنند. این اقدام نه تنها غیرقانونی است، بلکه دارای تبعات حقوقی و کیفری بسیار سنگینی است که می تواند وضعیت مرد را به مراتب بدتر کند.
تبعات قانونی فرار از دین:
- حبس تعزیری و جزای نقدی: مطابق ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، چنانچه مدیون (مرد) به هر نحوه و وسیله ای مالی را به قصد فرار از پرداخت دین (مهریه) به دیگری منتقل کند، به نحوی که باقیمانده اموال برای پرداخت دین کافی نباشد، به حبس تعزیری درجه شش یا جزای نقدی معادل نصف محکوم به (نصف مهریه) یا هر دو مجازات محکوم می شود.
- ابطال معامله صوری: دادگاه در صورت اثبات صوری بودن معامله و قصد فرار از دین، می تواند آن معامله را ابطال کند. در این صورت، اموال دوباره به نام مرد بازگشته و برای پرداخت مهریه توقیف خواهند شد.
- مجازات شریک جرم: اگر شخصی که مال به او منتقل شده (انتقال گیرنده) از قصد مدیون برای فرار از دین آگاه باشد، او نیز به عنوان شریک جرم محسوب شده و تحت پیگرد قانونی قرار می گیرد. در این حالت، عین آن مال یا در صورت تلف یا انتقال آن به دیگری، مثل یا قیمت آن از اموال شخص ثالث انتقال گیرنده به عنوان جریمه اخذ و محکوم به از محل آن استیفا می گردد.
نحوه اثبات فرار از دین:
زن برای اثبات فرار از دین، می تواند به دلایلی مانند زمان انتقال اموال (نزدیک به مطالبه مهریه)، رابطه خویشاوندی نزدیک بین مرد و انتقال گیرنده، عدم وجود ثمن واقعی در معامله، یا ادامه استفاده مرد از اموال منتقل شده، استناد کند.
هشدار قاطع: روش های فرار از دین نه تنها مرد را از پرداخت مهریه معاف نمی کند، بلکه او را درگیر پرونده های کیفری سنگین تر کرده و می تواند به حبس و جریمه نقدی و ابطال معاملات انجام شده منجر شود. لذا اکیداً توصیه می شود از هرگونه اقدام غیرقانونی در این زمینه خودداری شود.
۳. تاثیر ازدواج مجدد زن بر مهریه سابق
یکی دیگر از ابهاماتی که در مورد مهریه وجود دارد، تأثیر ازدواج مجدد زن بر مهریه تعلق گرفته از همسر سابق است. برخی تصور می کنند که با ازدواج مجدد زن، حق مهریه او از همسر قبلی ساقط می شود.
این باور نیز کاملاً غلط است. مهریه، دینی است که به محض وقوع عقد بر ذمه مرد قرار می گیرد و با طلاق و ازدواج مجدد زن، از بین نمی رود. حتی اگر زن پس از طلاق، با مرد دیگری ازدواج کند، همچنان مستحق دریافت مهریه از همسر سابق خود خواهد بود و می تواند آن را مطالبه کند. این حق، مستقل از وضعیت تأهل فعلی زن است و ازدواج مجدد او، به هیچ وجه مانع از مطالبه یا دریافت مهریه معوقه یا اقساطی او از همسر قبلی نخواهد شد. این حکم در رویه قضایی و قوانین ایران کاملاً روشن و بدون ابهام است.
سوالات متداول (FAQs)
در ادامه به برخی از رایج ترین سوالات کاربران در مورد مهریه و چگونگی پرداخت یا عدم پرداخت آن پاسخ می دهیم.
آیا اهدای مال به همسر در طول زندگی مشترک، مهریه محسوب می شود؟
خیر، مگر اینکه در سند رسمی یا قرارداد مشخصی قید شده باشد که این انتقال به عنوان پرداخت مهریه صورت گرفته است. در غیر این صورت، این موارد معمولاً به عنوان هبه یا هدیه در نظر گرفته می شوند و ارتباطی به مهریه ندارند و مرد نمی تواند آنها را در مقابل مهریه محاسبه کند.
تاثیر بیماری روحی یا جسمی مرد بر پرداخت مهریه چیست؟
بیماری روحی یا جسمی مرد، به خودی خود باعث ساقط شدن مهریه نمی شود. اما در صورت اثبات اعسار (عدم توانایی مالی برای پرداخت یکجای مهریه) به دلیل بیماری و ناتوانی در کار، دادگاه می تواند مهریه را به صورت اقساط و با پیش قسط کمتر تعیین کند. اصل دین مهریه همچنان پابرجاست و فقط نحوه پرداخت آن متناسب با شرایط مالی مرد تنظیم می شود.
آیا می توان حق دیدن فرزندان را در قبال مهریه معامله کرد؟
خیر، حق حضانت و ملاقات فرزندان یک حق قانونی و شرعی است که قابل معامله و تهاتر با مهریه نیست. هرگونه توافق در این زمینه که منجر به سلب حق قانونی یکی از والدین یا فرزندان شود، فاقد اعتبار قانونی است و دادگاه به آن ترتیب اثر نخواهد داد. این حقوق به منظور حفظ مصالح عالیه فرزندان وضع شده اند و نمی توان آن ها را به عنوان ابزاری برای معامله یا فشار در نظر گرفت.
اگر مرد هیچ مال و اموالی نداشته باشد، آیا به زندان می رود؟
در صورتی که مرد اثبات کند که معسر است و هیچ مال و اموالی (به جز مستثنیات دین) برای پرداخت مهریه ندارد، معمولاً حکم جلب صادر نمی شود. مرد باید دادخواست اعسار ارائه داده و ناتوانی مالی خود را اثبات کند. اما اگر دادگاه اعسار را نپذیرد یا مرد از پرداخت اقساط تعیین شده امتناع کند، ممکن است تا سقف ۱۱۰ سکه مشمول حبس شود. این حبس نیز تا زمان اثبات اعسار یا پرداخت مهریه ادامه خواهد داشت. برای مهریه مازاد بر ۱۱۰ سکه، حتی در صورت عدم تمکن، حکم جلب صادر نمی شود.
در صورت عدم تعیین مهریه و طلاق بدون نزدیکی، آیا زن می تواند مبلغی دریافت کند؟
خیر، مطابق ماده ۱۰۸۸ قانون مدنی، اگر مهریه در عقد دائم تعیین نشده باشد و قبل از نزدیکی طلاق واقع شود، زن هیچ حقی نسبت به مهریه (نه مهرالمسمی و نه مهرالمثل و نه مهرالمتعه) ندارد. در چنین حالتی، هیچ دینی بر ذمه مرد بابت مهریه نخواهد بود.
نتیجه گیری: چگونه مرد می تواند مهریه ندهد؟
پاسخ به این پرسش که چگونه مرد می تواند مهریه ندهد در نظام حقوقی ایران، بستگی به شرایط خاص و محدودی دارد که قانون مدنی به صراحت آن ها را برشمرده است. مهریه یک حق مالی لاینفک برای زن است که به محض وقوع عقد نکاح بر ذمه مرد قرار می گیرد و تنها در موارد استثنایی همچون بطلان عقد نکاح و عدم وقوع نزدیکی، فسخ نکاح قبل از نزدیکی به دلیل عیوب قانونی، فوت یکی از زوجین پیش از نزدیکی و تعیین مهریه، یا بخشش مهریه توسط خود زن (ابراء یا بذل صحیح)، مرد از پرداخت کامل آن معاف می شود. این موارد، نادر و کاملاً تعریف شده در قانون هستند و هیچ گاه رفتارهایی مانند خیانت زن یا عدم تمکین، به تنهایی موجب ساقط شدن مهریه نمی گردند.
در عموم موارد، چالش مردان نه در عدم پرداخت مهریه، بلکه در مدیریت و تقسیط آن بر اساس توانایی مالی شان است. راهکارهای قانونی مانند طرح دادخواست اعسار از پرداخت مهریه و درخواست تقسیط آن، یا در نظر گرفتن مهریه عندالاستطاعه در زمان عقد، ابزارهایی هستند که به مردان کمک می کنند تا این دین را به شکلی عادلانه و متناسب با وضعیت اقتصادی خود پرداخت کنند. همچنین، تأکید می شود که توسل به روش های غیرقانونی مانند انتقال صوری اموال به قصد فرار از دین، نه تنها نتیجه ای جز ابطال معاملات و تشدید مجازات های کیفری (حبس و جزای نقدی) نخواهد داشت، بلکه می تواند عواقب حقوقی جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد.
در نهایت، با توجه به پیچیدگی های حقوقی پرونده های مهریه و نیاز به تسلط بر جزئیات قانون مدنی و رویه های قضایی، اکیداً توصیه می شود که مردان و زنان درگیر این مسائل، پیش از هرگونه اقدام، با وکلای متخصص در حوزه دعاوی خانواده و مهریه مشورت کنند. دریافت مشاوره تخصصی می تواند به درک دقیق حقوق و تکالیف، انتخاب بهترین مسیر قانونی و در نهایت، رسیدن به یک نتیجه عادلانه و مطلوب کمک شایانی نماید.